خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آتش دل آهم تا روی پوش برداشتسیلاب اشک چشمم چون دیگ جوش برداشت
۲
عیبش نمی توان کرد چون دردمند عشقیاز صبر عاجز آمد از دل خروش برداشت
۳
باری که پشت گردون از هیبتش دوتا شدآن را به دوش مستی بی تاب و توش برداشت
۴
افغان ز چشم ساقی کان ترک بی مروتهم رخت عقل دزدید هم نقد هوش برداشت
صفحهٔ ۱ از ۲