شعر را زندگی کن
خلوتی با غبار همدانی

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه من سر برآر از برج محملکه شب تار است و گم شد راه منزل
۲
مران ای ساربان اشتر که اینجاخر و بار و من افتادست در گِل
۳
چنان در بحر حیرت گشته ام غرقکه نآرد کشتی نوحم به ساحل
۴
بگیرم خون بهای خویشتن رابدستم گر فتد دامان قاتل
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth