خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان خاک که با خون دل آمیخته دارمکوهی به سر از دست غمت بیخته دارم
۲
ساقی به خُمَم باده بپیمای که دیر استخُمها ز می غم به قدح ریخته دارم
۳
در پا مفکن خسته دلی را که همه عمراز سلسلۀ زلف تو آویخته دارم
۴
زنجیری زلف توام اکنون که ز اغیارزنجیر علایق همه بگسیخته دارم
صفحهٔ ۱ از ۲