خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از میخانه زان رو ناگزیرمکه جز می نیست آبی در خمیرم
۲
بیا ساقی که در وقت جوانیبه بازی کرد چرخ پیر پیرم
۳
زپای افتاده ام هنگام رحم استاَلا ای آنکه گفتی دستگیرم
۴
همای اوج تقدیسم که چون جغدز ویران جهان آید صفیرم
صفحهٔ ۱ از ۳