خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه سخت افتاده در دام طبیعت مرغ جانمهرگز از خاطر نخواهد شد هوای آشیانم
۲
رهروان کوی جانان را ز رحمت باز گوییدکای رفیقان من هم آخر مردم این کاروانم
۳
حالیا معذورم از رفتن که چندی مصلحت رایا به تاری بسته پایم یا به خاری خسته جانم
۴
غوطه در دریای حیرت میزنم کاخر ز رحمتیا خدا یا ناخدا بندد به کشتی بادبانم
صفحهٔ ۱ از ۳