خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هان ای مُغَنّی صبح شد برخیز و چنگی ساز کنناخن براندامش بزن وز خواب چشمش باز کن
۲
برخاست مرغ صبح خوان برداشت نوبت را فغاناز خواب مستی خیز هان برگ صبوحی ساز کن
۳
ساقی بهنگام صبوح آن جام راحت بخش راپیش آر از دوران نوح، انجام را آغاز کن
۴
همچون مسیحا رخت خود بر گردۀ گردون بنهوین زنگ پر آهنگ را از گردن خر باز کن
صفحهٔ ۱ از ۲