خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با خویشتن فتاد مگر باز کار منکآشفته شد چو طالع من روزگار من
۲
زاهد کنون که پند تو در من اثر نکردپرهیز کن که در تو نیفتد شرار من
۳
آهسته ساربان که زپای اوفتاده استدر زیر بار غم شتر راهوار من
۴
روزی شود ز دام غمم مرغ دل خلاصکز یکدگر گسسته شود پود و تار من
صفحهٔ ۱ از ۲