شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان مستم چنان مستم چنان مستکه نه پا دانم از سر نه سر از دست
۲
جز آنکس را که مست از جام اویمندانم در جهان هرگز کسی هست
۳
بکلی خواهم از خود گشت بیخوداگر باده دهد ساقی ازین دست
۴
دلم عهدیکه بسته بود با کَونچو شد سرمست آن مجموع بشکست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth