خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دلیست کا او را نه انتهاست و نه غایتنهایت همه دلها به پیش دوست هدایت
۲
چو برزخی که بود در میان ظاهر و باطنمیان ختم نبوت فتاده است ولایت
۳
ازوست بر همه جانها فروغ تاب تجلیازوست بر همه دلها ظهور نور هدایت
۴
روان او ز تصور گذشته است و تفکرعیان او ز خبر وارهیده است و حکایت
صفحهٔ ۱ از ۳