خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با منست آنکس که بودم طالب او با منستهم تنم را جان شیرین است و هم جانرا تن است
۲
از برای او همی کردم کنار از ما و منباز دیدم آخر الامرش که او ما و من است
۳
آنچه می پنداشتم کاغیار بود او یار بودوآنچه گلخن مینمود اکنون بدیدم گلشن است
۴
از صفای چهره از خلوت جان صفاستوز فروغ نور روش خانه دل روشن است
صفحهٔ ۱ از ۳