شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهان پیر تو خویش آفتاب رختاز آنکه مانع ادراک اوست تاب رخت
۲
رخت ز پرتو خود در نقاب میباشدعجب بود که نشد غیر ازین نقاب رخت
۳
حجاب روی تو گر هست نیست جز تابشوگرنه چیست دگر تا برد حجاب رخت
۴
بغیر چشم تو در روی تو نکرد نگاهاز آنکه دیده کس را نبود تاب رخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth