خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوستپیچ و تاب حلقه ی گیسوی او بی انتهاست
۲
در سر زلفش ندانم دل کجا افتاده استتا کدامین موی دارد موی او بی انتهاست
۳
هر کسی را هست راهی سوی او در هر نفسراها در هر نفس زانسوی او بی انتهاست
۴
ره بکویش هر که برد از وی برون ناید دگرچون برون آید دگر چون کوی او بی انتهاست
صفحهٔ ۱ از ۲