خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این جوش که از میکده برخاست چه جوش استاین جوش مگر از خم آن باده فروش است
۲
این دیده ندانم که چرا مست و خراب استوین عقل ندانم که چرا رفته ز هوش است
۳
دل باده کجا خورده ندانم شب دوشینکاو بیخبر و مست و خراب از شب دوش است
۴
این کیست که دردل گوش دل آهسته سخنگوستوان کیست که اندر پس این پرده بگوش است
صفحهٔ ۱ از ۲