خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتم باهر سری هر سو سروکار دگر داردغمش با هر دلی سودا و بازار دگر دارد
۲
جمال و عشق آندلبر ز هر معشوق و هر عاشقبگاه جلوه نظاّری و دیداری دگر دارد
۳
اگرچه دیده گلزار روی او مشو قانعکه روی او جز این گلزار، گلزاری دگر دارد
۴
اگر اودیده دادت که دیدارش بدو بینیطلب کن دیده دیگر که دیداری دگر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳