شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببردکدام دل که نه آن یار غمگسار ببرد
۲
به نیم غمزه روان چه من هزار بودبیک کرشمه دل همچو من هزار ببرد
۳
هزار نقش برانگیخت آن نگار ظریفکه تا بنقش دل از دستم آن نگار ببرد
۴
بیادگار دلی داشتم از حضرت دوستندانم ارچه سبب دوست یادگار ببرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth