شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می حدیثی از لب ساقی روایت می کندباده از سرمستی چشمش حکایت میکند
۲
از حدیث مستی چشمش دلم سرمست شدقصهمستان مگر تا چون سرایت میکند
۳
در بدایت داشت جانم مشتی از جام لبشدر نهایت زان سبب میل بدایت میکند
۴
دست زلفش گشت در تاراج ملک جان درازاین تطاول بین که در شهر ولایت میکند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth