شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّلبا آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد
۲
آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّهدر کسوت فقر از پی اظهار غنا شد
۳
هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کسهم خانه خویش آمد و هم خانه خدا شد
۴
آن گوهر پاکیزه و آن درّ یگانه۰ون جوش برآورد زمین گشت و سما شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth