شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده سرگردان و نور دیده دایم در نظرچشم در منظور ناظر لیک از وی بیخبر
۲
گرچه عالم را بچشم دوست بیند دیده لیکاز بصر پنهان بود پیوسته آن نور بصر
۳
دل بسان کوی سرگردان و غافل زان که اووز خم چوگان زلف دوست باشد مستقر
۴
نیست بیرون از خم چوگان زلفش یکزماندل که چون گوئی همیگردد در این میدان پسر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth