خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدارگر دیده نباشد که کند حسن تو اظهار
۲
خورشید جمال همه خوبان جهان رااز دیده عشاق بود گرمی بازار
۳
خود آینه در دو جهان حسن ترا نیستدرگاه تجلی بجز از دیده نظار
۴
آن روی که دیده است که او روی تو دیده استنی نی که بدو هست منور همه ابصار
صفحهٔ ۱ از ۴