شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینممنم که در شب و روز آفتاب می‌بینم
۲
تویی که پرده ز رخسار خود برفکندیکه تا جمال ترا بی‌حجاب می‌بینم
۳
عجب عجب که به بیداری توان دیدنمگر مگر که من این را به خواب می‌بینم
۴
خیال جمله جهان را به نور چشم یقینبه جَنب بحر حقیقت سراب می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth