شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما از ازل مقامر و خمار آمدیمدردی کشان میکده یار آمدیم
۲
خورشید باده بر سر ذرّات ما بتافتاز روی مهر، سرخوش و خمار آمدیم
۳
در خلوت عدم می هستی از جام دوستکردیم نوش و مست به بازار آمدیم
۴
زنار زلف ساقی باقی چو شد عیانهر یک کمر ببسته بزنار امدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth