شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه عمری در پی او می‌دویدم سو‌ به سوناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو
۲
آخرالامرش بدیدم معتکف در کوی دلگرچه بسیاری دویدم از پی او کو‌ به کو
۳
دل گرفت آرام چون آرام جان در بر گرفتجان چو جانان را بدید آسوده گشت از جست‌و‌جو
۴
ای که عمری آرزوی وصل او بودت چرااز پی آن آرزو نگذشتی از هر آرزو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth