شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که خود را مینماید در رخ خوبان چو ماهمیکند از دیده عشاق در خوبان نگاه
۲
وانکه حسنش را بود از روی هر مرد ظهورهست عشقش را دل عشاق مسکین جلوه گاه
۳
عشقش از معشوق بر عاشق کند آغاز جورتا که عاشق از بهای او بعشق ارد پناه
۴
چون وجود این بانست و ظهور آن به ایناین چو محو عشق گردد آن شود بی این تباه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth