شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز چشم من چو تو ناظر به حسن خویشتننیچرا نقاب ز رخسار خود نمی‌فکنی
۲
من و تو چون که یکی بود پیش اهل شهودنهان ز من چه شوی چون که من تو ام تو منی
۳
چو رو به آینه کاینات آوردیبرای جلوه‌گری شد پدید ما و منی
۴
نه ئی ز خلوت و از انجمن دمی خالیکه هم به خلوت خویشیّ و هم به انجمنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth