شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو تافت بر دل و بر جانم آفتاب تجلیبسان ذرّه شدم در فروغ و تاب تجلی
۲
رهیدم از شب دیجور نفس و ظلمت تنز عکس پرتو انوار آفتاب تجلی
۳
تنی چو طور و دلی چون کلیم می‌بایدکه آورد به میقات دوست تاب تجلی
۴
از این حدیث چه کشته است حادث از حدسانطهارتی نتوان یافت جز به آب تجلی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth