شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوریاز سرّ تو جان یافته هر لحظه سروری
۲
در سایه جان ز آتش سودای تو سوزیستآن نیست که خاص است ظهورت به ظهوری
۳
تا پرتو خورشید تو بر کون بتابیدذرّات جهان را نبود هیچ ظهوری
۴
در جنّت دیدار و تماشای جمالتباشد ز قصور ار بُوَدَم میل به حوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth