شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما چرا نقاب از رخ خود نمیگشائیزکه رخ نهفته داری ز‌چه رو نمینمائی
۲
برخت چو کس نگاهی نفکند غیر دیدهچه شوی نهان ز دیده که ت عین دیده بانی
۳
چو دل از منی و مائی نگذشت شد عیانشکه توئی و اوئی و توئی من و مائی
۴
به‌هزار دیده خواهم که نظر کنم برویتبه‌هزار کسوت ای‌جان چو تو هر زمان برآیی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth