خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما راکه قمار عشق از این غم همه داد گشت ما را
۲
بفدای شورت ایعشق نه چنان ببر زهوشمکه بدفتر جنون هم نتوان نوشت ما را
۳
دو هزار سنگ طفلان خورم هنوز سبزمزفرح که پیر دهقان بره تو کشت ما را
۴
زنظر تو شاه خوبان مفکن بهل نگاراکه مصوّران کج بین بکشند زشت ما را
صفحهٔ ۱ از ۲