خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نه زلفیست که پیچیده به دور ذقن استچنبر لاله و نسرین و گل و یاسمن است
۲
آن نه چشم است و نه ابرو و نه مژگان درازآفت جان و بلای سر و آزار تن است
۳
به سر زلف تو سوگند که پیمانِ تو مننشکنم، گرچه سر زلف تو پیمانشکن است
۴
دوش گفتا دهمت بوسه چو آید خط سبزای دریغا که سر وعده شب مرگ من است
صفحهٔ ۱ از ۳