خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آیدمگر او پرده براندازد و خود رخ بنماید
۲
رشگم از پرتو خورشید جهانتاب برآیدکه همه روز همی روی بدیوار تو ساید
۳
همه ما را بقفا عیب کنند اهل سلامتکس بروی تو نگوید دل مردم نرباید
۴
وعده قتل من ایکاش بفردا نگذاردعهد خوبان همه دانند که بس دیر نپاید
صفحهٔ ۱ از ۲