خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بودشب تاریک مرا روز جهان آرا بود
۲
حالتی بود مرا دمبدم از جذبۀ شوقکه اثر هیچ نبود از من و او تنها بود
۳
متحیر بجمالش که چه صورت پرداختقلم صنع که صورتگر این دیبا بود
۴
پای تا سر همه با چشم تامل میرفتارغوان و سمن و نسترن و مینا بود
صفحهٔ ۱ از ۳