خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذردوه چه گویم که چهها بر دل خونین گذرد
۲
کاش یکسر هم بر چشم من آید ز خطاهر خدنگی که از آن ابروی پر چین گذرد
۳
این دل و این تو که دست از سر خود برداردشه چو در کلبۀ رستائی مسکین گذرد
۴
منعم از عشق جوانان مکن ای ناصح پیربس قبیح است که پیری کهن از دین گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳