خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق که رنج عشق نداند ز راحتشگو باز گیر رحل اقامت ز ساعتش
۲
گفتم قیامت است چو برخاست قامتشغافل که تن بر این ندهد استقامتش
۳
انصاف بر چنین قد دلجوی نازنینزیبد که بار ناز کشی تا قیامتش
۴
ای باد کاشیانۀ زلفش بهم زدیباری خبر ده از دل ما و سلامتش
صفحهٔ ۱ از ۳