خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویمکه به سروقت تو چشمیست جدا هر سر مویم
۲
اشک رنگین نه به خود میرود از دیده به رویمسجده بر روی بتی دارم و خون است وضویم
۳
به چه سوگند خورم کز تو سر خویش ندارمبه سر موی تو سوگند که سرگشتهٔ اویم
۴
نشئه می همه غم زاید و اندوه و ملالتمیفروشان اگر از خاک بسازند سبویم
صفحهٔ ۱ از ۳