خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشمگرم ز پیش نظر رانی از قفای تو باشم
۲
تو کز برای منی اعتبارم از تو همین بسمن ارنه درخور آنم که از برای تو باشم
۳
علی الصباح بهر سو که رهگذار تو باشدبسر روم که ز پا خستگان پای تو باشم
۴
اگر تو چون سگ بیگانه ام ز خویش برانیشوم رفیق و سگ کوی آشنای تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۳