خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنمچندگاهی ز جنون رخت بصحرا فکنم
۲
باش یکدم که کنم پیرهن شوق قباایکمانکش که زنی ناوک مژگان بتنم
۳
خار راهیست که اندر طلبت رفته بپاهر سو موی که سر داده برون از بدنم
۴
ز تماشای منگر حسد آید بجمالپرده بردار که من بی خبر از خویشتنم
صفحهٔ ۱ از ۳