شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خم ابروی تو تا با مژه پیوست به همداد چین تا به ختا تیر و کمان دست به هم
۲
این همه خون دل خلق دلیرانه مریزعاقبت سیل شود قطره چو پیوست به هم
۳
نیست در ملک دل امروز به جز دست تو دستکه سر زلف تودست همه را بست به هم
۴
چشمت از فتنه نیاساید و آخر ترسمکه جهان را زند این ترک سیه‌مست به هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth