شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عهدها شد که نکردی به نگاهی شادمسست‌عهدا مگر از چشم تو باز افتادم
۲
ز خیال سر زلف تو مرا نیست گزیرکه جز این خط جنون یاد نداد استادم
۳
تو به شیرین‌تر از آنی که به شیرین مانیرو ندیدم اگر انصاف دهد فرهادم
۴
هر بلایت به تن آید کنم آویزهٔ جانبندهٔ عاجزم ای خواجه مکن آزادم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth