خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانمکز سبک مغزی ز پای افکند دور آسمانم
۲
شیشۀ صبرم شکست از سنگ عبرت چرخ گردونخُم به دست آرَم یکی ، در سایهٔ خُم دِه امانم
۳
بر جبین از من میفکن عقده چون ناخوانده مهمانکز کهن دردی کشان صفۀ ابن آستانم
۴
طرۀ پرچین بدستم ده که از باد مخالفاندرین بحر معلق سرنگون شد باد بانم
صفحهٔ ۱ از ۲