شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ایعهد دیرینه نپای و گله نشنو شده‌ای
۲
کام فرهاد چه سان تلخ نگردد که بهشرهمه شور است که همخوابۀ خسرو شده‌ای
۳
کس چو خورشید تر اسیر نیارستی دیدحالی انگشت نما همچو مه نو شده‌ای
۴
گندم خال ترا جان به بها میدادندخبرت هست که بیقدر ترا ز جو شده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth