خلوتی با مولانا
بخش ۴۵ - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاعری آورد شعری پیش شاهبر امید خلعت و اکرام و جاه
۲
شاه مکرم بود فرمودش هزاراز زر سرخ و کرامات و نثار
۳
پس وزیرش گفت کین اندک بودده هزارش هدیه وا ده تا رود
۴
از چنو شاعر نس از تو بحردستده هزاری که بگفتم اندکست
صفحهٔ ۱ از ۳