خلوتی با مولانا
بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعد سالی چند بهر رزق و کشتشاعر از فقر و عَوَز محتاج گشت
۲
گفت وقت فقر و تنگی دو دستجست و جوی آزموده بهترست
۳
درگهی را که آزمودم در کرمحاجت نو را بدان جانب برم
۴
معنی الله گفت آن سیبویهیولهون فی الحوائج هم لدیه
صفحهٔ ۱ از ۱۹