خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۶۸
سایر اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا پی عربده مژگان تو پیوست به همشست زنجیری زلف تو ز جان دست به هم
۲
به سر زلف تو از شانه شکستی مرسادکه شکست دل ما را نتوان بست به هم
۳
پیش چشم تو اگر جان نسپارم چه کنمبا دوصد تیر که برجَست ز یک شست به هم
۴
تا سر و کار تو با خانۀ خمار فتادای بسا توبهٔ زهاد که بشکست به هم
صفحهٔ ۱ از ۲