خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیستمنظر روی تو زیب نظری نیست که نیست
۲
نیست یک مرغ دلی کش نفکندی بقفستیر بیداد تو تا پر به پری نیست که نیست
۳
ز فغانم ز فراق رخ و زلفت بفغانسگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست
۴
نه همین از غم او سینهٔ ما صد چاک استداغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست
صفحهٔ ۱ از ۲