خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ بازیاقوت لب از خون که ساغر زدهٔ باز
۲
زینسان که تو طرف کله از ناز شکستیبر افسر خورشید فلک برد زدهٔ باز
۳
دیگر چه خطا دیدهٔ ای آهوی چین چونوحشی صفت از سرزدهٔ سرزدهٔ باز
۴
تر کردهٔ از خون شهیدان لب لعلتداغی بدل لالهٔ احمر زدهٔ باز
صفحهٔ ۱ از ۳