خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرشیا رب از چرخ جفاپیشه چه آمد به سرش
۲
عهد کردم که بروبم به مژه میکدههاگر غریبم بسلامت برسد از سفرش
۳
ای صبا گر روی از خطهٔ چین زلفشپرسش دل بنما بلکه بیابی اثرش
۴
حال دل عرضه نمائید بر پیر مغانتا مگر یاد کند وقت دعای سحرش
صفحهٔ ۱ از ۲