خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قامت تو سرو لب جویبار دلوی طلعت تو صورت باغ و بهار دل
۲
افکنده عقد زلف تو در کار جان گرهدر طرهٔ تو تیره شده روزگار دل
۳
گو نگهتی ز گیسوی مشکین او صباکز حد گذشت بر سر ره انتظار دل
۴
نی از وصال خرم و نی از فراق خوشافتادهام بورطهٔ حیرت ز کار دل
صفحهٔ ۱ از ۳