خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرم صدبار میرانی مدامت مدحگو باشماگر خون مرا ریزی که بازت خاک کو باشم
۲
به خون آلودهٔ تیغ ویم همدم مده غسلمبدین تقریب شاید روز محشر سرخرو باشم
۳
به ملک عشق گر من بیسر و پایم مکن عیبمکه در میدان عشقت بهر چوگان تو گو باشم
۴
تن ار چون رشته سازم عشق آن یوسف کنم زیبدولی چون زال غزال از خریداران او باشم
صفحهٔ ۱ از ۳