خلوتی با مولانا
بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی در وقت استنجا بگفتکه مرا با بوی جنت دار جفت
۲
گفت شخصی خوب ورد آوردهایلیک سوراخ دعا گم کردهای
۳
این دعا چون ورد بینی بود چونورد بینی را تو آوردی به کون
۴
رایحهٔ جنت ز بینی یافت حررایحهٔ جنت کم آید از دبر
صفحهٔ ۱ از ۶