خلوتی با مولانا
بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی مرغی گرفت از مکر و داممرغ او را گفت ای خواجهٔ همام
۲
تو بسی گاوان و میشان خوردهایتو بسی اشتر به قربان کردهای
۳
تو نگشتی سیر زانها در زمنهم نگردی سیر از اجزای من
۴
هل مرا تا که سه پندت بر دهمتا بدانی زیرکم یا ابلهم
صفحهٔ ۱ از ۶